

این تصاویربسیارزیبا ونادرهستند. تصاویری ازانفجاربمب اتم . چندی پیش این تصاویرجالب را اتفاقی دریکی از وبسایتها دیدم متاسفانه آدرس منبع آنها را بخاطر نمی آورم . هرقدرسعی نمودم که آدرس منبع این تصاویررا باردیگربیابم میسرنشد.امیدوارم صاحب این تصاویر، بنده را درعدم ذکر منبع اینها به بزرگواری خود بخشد.
زمانیکه خیلی جوانتربودم ازآثارویرانگری ونابودی نسل بشربدست همنوعش توسط بمب اتم مطالبی شنیده بودم .هرچند که به اقتضای سن وسالم نمی توانستم به عمق و ژرفای فاجعه انفجاراتم درهیروشیما وناکازاکی ژاپن در سال 1945 میلادی پی ببرم ولی با اندیشه وافکارنوجوانی خویش درگوشه ای کزکرده ودرحالیکه ازبودنم به عنوان همنوع کسانیکه برای اضمحلال نسل بشریت ازاین ویرانگرمطلق استفاده کرده بودند شرمساربودم ،
دست بقلم بردم .
نمیدانستم چه می نویسم .!! حتی پس ازفراغت ازنوشتن نیزحوصله خواندنش را نداشتم .
پس ازسالها تکه کاغذ مچاله شده ای لابلای کتب درسی ام دیدم که آنرا اینگونه نوشته بودم .
" دریک شب مهتابی ودرسکوت مطلق تنهایی به آسمان صاف به ستارگان کم نوروخجلت زده در پیش روی ماه می نگریستم . زندگی راعلیرغم فشارهای گوناگون جسمی و روحی درآن لحظه زیبا یافتم . درآن هنگام سیل احساسات هرآنچه بسترصبری دروجودم بود درنوردید وبی اختیارجملاتی از زبانم جاری ساخت. با قلمی که دراختیارم بود آنها را بدون هیچ تغییری که درآن لحظه برایم جزیک زمزمه ساده مفهومی نداشت به روی کاغذ آوردم . اینک همان جملات را که ناشی از یک احساس غلیانی بود تقدیم دوستان میدارم.
شما ای اجداد خاکی ازخاک برآمدید
وبرخاک پناه بردید
برای ما هم میراثی بجا گذاشتید
میراثی که ما راهم به شما پیوند می دهد
آیا بدون انفجار اتم به توملحق نمی شدم ؟
من خود را انسان معرفی می کنم
وهرآنچه شبیه انسان باشد همنوع خود می دانم .
حال سرازلوح سنگ برون کن
وحالی از فرزندت بپرس
ببین با اشک خونین خود می گلگون
وبا کاسه ی چشمانم جام باده
و با ناله های حزن انگیزخود
در این محدود صفحه زمان
بزمی بدینگونه آراسته ام .
زمانیکه خیلی جوانتربودم ازآثارویرانگری ونابودی نسل بشربدست همنوعش توسط بمب اتم مطالبی شنیده بودم .هرچند که به اقتضای سن وسالم نمی توانستم به عمق و ژرفای فاجعه انفجاراتم درهیروشیما وناکازاکی ژاپن در سال 1945 میلادی پی ببرم ولی با اندیشه وافکارنوجوانی خویش درگوشه ای کزکرده ودرحالیکه ازبودنم به عنوان همنوع کسانیکه برای اضمحلال نسل بشریت ازاین ویرانگرمطلق استفاده کرده بودند شرمساربودم ،
دست بقلم بردم .
نمیدانستم چه می نویسم .!! حتی پس ازفراغت ازنوشتن نیزحوصله خواندنش را نداشتم .
پس ازسالها تکه کاغذ مچاله شده ای لابلای کتب درسی ام دیدم که آنرا اینگونه نوشته بودم .
" دریک شب مهتابی ودرسکوت مطلق تنهایی به آسمان صاف به ستارگان کم نوروخجلت زده در پیش روی ماه می نگریستم . زندگی راعلیرغم فشارهای گوناگون جسمی و روحی درآن لحظه زیبا یافتم . درآن هنگام سیل احساسات هرآنچه بسترصبری دروجودم بود درنوردید وبی اختیارجملاتی از زبانم جاری ساخت. با قلمی که دراختیارم بود آنها را بدون هیچ تغییری که درآن لحظه برایم جزیک زمزمه ساده مفهومی نداشت به روی کاغذ آوردم . اینک همان جملات را که ناشی از یک احساس غلیانی بود تقدیم دوستان میدارم.
شما ای اجداد خاکی ازخاک برآمدید
وبرخاک پناه بردید
برای ما هم میراثی بجا گذاشتید
میراثی که ما راهم به شما پیوند می دهد
آیا بدون انفجار اتم به توملحق نمی شدم ؟
من خود را انسان معرفی می کنم
وهرآنچه شبیه انسان باشد همنوع خود می دانم .
حال سرازلوح سنگ برون کن
وحالی از فرزندت بپرس
ببین با اشک خونین خود می گلگون
وبا کاسه ی چشمانم جام باده
و با ناله های حزن انگیزخود
در این محدود صفحه زمان
بزمی بدینگونه آراسته ام .








۷ نظر:
سلام آقای قربان زاده از بازدیدتان متشکرم اصلاح کردم / واقعا سایت معرفی شده یک سایت کم نظیر است
موفق باشید
سلام آقای قربانزاده با دیدن این عکسها دل آدمی خون می شود.
سلام دوست عزيز خسته نباشيد.
اگر تا یازده اسفند/ دادگاه جنتی تشکیل شود/ از خودم در برابر اتهامات دفاع می کنم. مصطفی تاجزاده
محمد دادکان /گل جنبش را دقیقه 90 وارد دروازه صداوسیما کرد!
کنسول سفارت ایران در نروژ به اعتراض سر کوب وکشتار مردم ایران از مقام خود استعفاء داد.
سلام. من از بمب می ترسم
سلام برادر فرهيخته و بزرگوار آقاي قربان زاده عزيز...
زيبا مي انديشيد و زيبا مي نويسيد قلم تان هميشه نویسا باد...
اين وقت شب خوندن اين نوشته هاي زيبا و حزن انگيز و ديدن تصاوير دردناك بدجوري دل آدم رو به درد مياره...
افسوس كه هميشه انسانهاي قدرتمند بر ضعيفان ستم مي كنند... و اين انگار قانون زمينيان است...
اي كاش هرگز آدمي به زمين هبوط نمي كرد و اي كاش اين همه ظلم نبود...
زميني هستيم و اسير قفسيم...
اميد كه خداوند هرجا ظلم و ستم را از جهان بركند...
الهي ديدگانم را به نور جمالت فروغ ده و دلم را از تاريکي ناداني برهان. ....
اميدوارم خداي مهربان شما رو هميشه در پناه خودش حفظ كنه...
به خانواده بزرگوارتون و به سپيده خانوم گل سلام ما يادتون نرود...
در پناه حق.....
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم.
این تصاویر قلب هر انسانی را جریحه دار می کند. جالب است که میشه این مردم بی دفاع و بینوا قربانی می شوند و مدال افتخار بر سینه فرماندهان و مقامات است.
گاه که دولتمردان ایرانی و عراقی را دست در دست هم خندان می بینم. افسوس می خورم و به یاد سال های جنگ می افتم و آن همه خونی که ریخته شد. آن همه گل هایی که پرپر شدند..
خدا عاقبت ما را ختم به خیر کند.
راستی این همه مدت فکر می کردم تصویر بالای وبلاگ تصویر شماست. انصافاً هم شباهت زیادی به شما دارد.
درود من بر شما
با چند دغدغه در اينجا ايران است
ارسال یک نظر