وقتی که دانش آموز دبستانی بودم به نامه نوشتن علاقه زیادی داشتم . چنانکه میدانیم آنموقع بسیاری ازامکانات ارتباطی امروزی نبود وحتی شهرما فاقد تلفن بود و تنها وسیله ارتباطی ما با فامیل واعضای خانواده درشهرستانها با مکاتبه و نامه نوشتن میسربود. یادم نرفته تمبرهای دو ریالی را پس ازنوشتن نامه با آب دهان روی پاکت نامه می چسباندم و به صندق پستی که درمرکز شهربه دیوار نصب نموده بودند می انداختم . جواب نامه هایم را با هیجان خاصی می خواندم .
دردوران نوجوانی (دوره دانش آموزی راهنمایی )علیرغم صغرسن و قلت معلومات ، بدون هدایت و ترغیب کسی احساس می کردم دردل حرفهای ناگفته زیادی دارم که باید گفته شوند.این حرفهای ناگفته ، گاهی بصورت نثر و گاهی بسان نظم ، صحیح ویا نادرست از زبانم جاری می شد و به روی کاغذ نقش می بست . هنوزهم بسیاری ازآن نوشته ها با من همخانه اند. دردوره تحصیلات متوسطه بقول دکترداود بیات وبه مضمون دیگرخود من ، شورابوعلی سینا وسوسه ام کرد که رشته تجربی را انتخاب کنم وهمزمان بعشق سعدی وحافظ با قلم درآویختم .عاقبت نه طبیب شدم ونه توانستم سعدی وحافظ که سهل است حتی ذره ای ازگرد و خاک کوی ادیبان وقلمداران عرصه ی ادبیات باشم .
سالها درخود فرو رفته و سردرجیب تفکر فرو هشته که چگونه و ازکجا باید کاری را آغازگرباشم . ؟ عافبت مصلحت آن شد که خلعت فاخرمعلمی بتن کنم . گرچه خود را لایق این خلعت شامخ ندانسته وبا توجه به بضاعت علمی خویش همواره خود را مستحق خرقه وجبه مسکین درویشان می دانم .
ولی هنوزدراین فکر بودم که آنچه را که سالهاست دردلم لانه کرده اند باید در فضای آزاد عرضه دارم .احساس کردم از امکانات موجود باید استفاده کرد.عصراینترنت و دنیای دیجیتالی این مجال را برای بسیاری منجمله من ارزانی داشته است وباید ازآن بهره مند میشدم. وبلاگم را ایجاد کردم . عرصه ی مجازی و وبلاگ نویسی بسیار وسیع و گسترده است . هرکدام از وبلاگ نویسان بسته به دلبستگی خود متاع خویش راعرضه می دارند . ازسیاست وحکایت گرفته وعلم وهنرو موسیقی وفیلم تا مسائل اجتماعی فرهنگی و ادبیات ، روزانه بخش قابل توجه وقت کاربران اینترنت را به خود اختصاص می دهند . خط ومشی وبلاگم را دروادی ادبیات و بندرت گاهی هم در مسائل اجتماعی و فرهنگی تعیین کردم . ازطریق همین وبلاگ با آثار قلمی بسیاری از بزرگان علم و اندیشه وهنرمندان نقش آفرین آشنا شده ام و ازآشنایی با آنها برخود بالیدم .ازسیروسفرم دردنیای مجازی ، و وبلاگ نویسی نیزنتیجه گرفتم که درعالم وبلاگ نویسی هم من باید درآخروصف بایستم .چرا که در وادی بیکرانی قدم گذاشته بودم که هفت شهرعقشش را جلوتر ازمن گشته اند و من هنوزاندرخم کوچه اول گرفتارم . درحال حاضرهرچند که با اساتید فن نمی توانم همراهی کنم ولی سعی می کنم با پای لنگ لنگان بدنبالشان باشم تا خدا چه خواهد .
دردوران نوجوانی (دوره دانش آموزی راهنمایی )علیرغم صغرسن و قلت معلومات ، بدون هدایت و ترغیب کسی احساس می کردم دردل حرفهای ناگفته زیادی دارم که باید گفته شوند.این حرفهای ناگفته ، گاهی بصورت نثر و گاهی بسان نظم ، صحیح ویا نادرست از زبانم جاری می شد و به روی کاغذ نقش می بست . هنوزهم بسیاری ازآن نوشته ها با من همخانه اند. دردوره تحصیلات متوسطه بقول دکترداود بیات وبه مضمون دیگرخود من ، شورابوعلی سینا وسوسه ام کرد که رشته تجربی را انتخاب کنم وهمزمان بعشق سعدی وحافظ با قلم درآویختم .عاقبت نه طبیب شدم ونه توانستم سعدی وحافظ که سهل است حتی ذره ای ازگرد و خاک کوی ادیبان وقلمداران عرصه ی ادبیات باشم .
سالها درخود فرو رفته و سردرجیب تفکر فرو هشته که چگونه و ازکجا باید کاری را آغازگرباشم . ؟ عافبت مصلحت آن شد که خلعت فاخرمعلمی بتن کنم . گرچه خود را لایق این خلعت شامخ ندانسته وبا توجه به بضاعت علمی خویش همواره خود را مستحق خرقه وجبه مسکین درویشان می دانم .
ولی هنوزدراین فکر بودم که آنچه را که سالهاست دردلم لانه کرده اند باید در فضای آزاد عرضه دارم .احساس کردم از امکانات موجود باید استفاده کرد.عصراینترنت و دنیای دیجیتالی این مجال را برای بسیاری منجمله من ارزانی داشته است وباید ازآن بهره مند میشدم. وبلاگم را ایجاد کردم . عرصه ی مجازی و وبلاگ نویسی بسیار وسیع و گسترده است . هرکدام از وبلاگ نویسان بسته به دلبستگی خود متاع خویش راعرضه می دارند . ازسیاست وحکایت گرفته وعلم وهنرو موسیقی وفیلم تا مسائل اجتماعی فرهنگی و ادبیات ، روزانه بخش قابل توجه وقت کاربران اینترنت را به خود اختصاص می دهند . خط ومشی وبلاگم را دروادی ادبیات و بندرت گاهی هم در مسائل اجتماعی و فرهنگی تعیین کردم . ازطریق همین وبلاگ با آثار قلمی بسیاری از بزرگان علم و اندیشه وهنرمندان نقش آفرین آشنا شده ام و ازآشنایی با آنها برخود بالیدم .ازسیروسفرم دردنیای مجازی ، و وبلاگ نویسی نیزنتیجه گرفتم که درعالم وبلاگ نویسی هم من باید درآخروصف بایستم .چرا که در وادی بیکرانی قدم گذاشته بودم که هفت شهرعقشش را جلوتر ازمن گشته اند و من هنوزاندرخم کوچه اول گرفتارم . درحال حاضرهرچند که با اساتید فن نمی توانم همراهی کنم ولی سعی می کنم با پای لنگ لنگان بدنبالشان باشم تا خدا چه خواهد .



۷ نظر:
سلام جناب قلم یاز بهتون خونه جدید و شهر و دیار جدید رو تبریک میگم امیدوارم اینجا هم احساس راحتی کنید . در هر حال هر جا باشید ما به یاد شما هستیم .
پس شما اینطوری شده وب نویس شدید جالب بود بخصوص قسمت پست نامه
براتون روزهای خوبی رو ارزو میکنم انشا الله موفق و موید باشی اخرهفته خوبی رو ارزومندم
سلام آقای قربانزاده
خانه جدید مبارک خیلی خوب شدهکار با بلاک اسپات خیلی راهت و بهتر است. یکی هم برای سپیده جان درست بکنید خیلی عالی می شه
سلام
آیا مطالب ارسالی سابق خود رو هم به وبلاگ جدید انتقال داده ابد؟ اگه نه یک سر به این آدرس بزنید... امیدوارم مفید باشه
http://web3b.wordpress.com/2008/12/17/export-import-blogger-wordpress/
سلام خانه نو مبارک زیباست ای خونه ضمن اینکه قلمتون هم. یاد اونموقعها بخیر که برای ارسال یه نامه چقدر زحمت متحمل میشدیم از نوشتن تا پست کردن تا در پاکت گذاشتن و......
سلام دوست عزیز من کاری نکردم شما لطف دارین در اینجا خیلی وبلگتون زیباتر شده به نظرم .موفق باشین با آرزوی سلامتی وشادابی برای شما وخانواده
سلام همکار عزیز
منزل نو مبارک ، شیرینیش یادت نره
سلام همکار عزیز
منزل نو مبارک ، شیرینیش یادت نره
ارسال یک نظر